مرتضى راوندى

36

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ميهن ماست و تا سى و اند سال پيش ، زبان رسمى كشور افغانستان نيز بوده است و در جمهورى تاجيكستان كنونى هم ، زبان رسمى است ، و عدّه‌اى كثير در ازبكستان و تركمنستان ( يعنى در سراسر تركستان پيشين و افغانستان ) به زبان فارسى سخن مىگويند . در ميان اقليت‌هاى مذهبى ايران يعنى براى هفتاد هزار نفر يهوديان ايران نيز زبان فارسى ، زبان مادرى شمرده مىشود ، عده فارسى زبانان ايران را در حدود 150 ميليون پيش‌بينى مىكنند ، در عراق در حدود صد هزار نفر و در عربستان سعودى قريب پنجاه هزار نفر و در شهرهاى مذهبى و بنادر جنوبى خليج فارس ، عده‌اى به اين زبان تكلم مىكنند . . . عدهء فارسىزبانان افغانستان ، نزديك به دو ميليون نفر است و در پاكستان و شمال غربى چين نيز عده‌اى فارسى زبان زندگى مىكنند و در تاجيكستان قريب يك ميليون نفر فارسى زبان يا تاجيكى زبان زندگى مىكنند ، و در ديگر نقاط آسياى ميانه ، ميان سيصد و چهار صد هزار نفر فارسى زبان وجود دارد كه بيشتر در درهء فرغانه و زرافشان متمركزند . زبان پشتو ( افغانى ) - در افغانستان و بخشى از پاكستان متداول است و زبان رسمى افغانستان است و بر روى هم نزديك 12 ميليون نفر به زبان پشتو ( افغانى ) سخن مىگويند ، كه قريب شش ميليون نفر از ايشان در خاك پاكستان سكونت دارند . زبان پشتو بسيارى از لغات خود را از فارسى ، عربى و هندى به وام گرفته است . ديگر از زبان‌هاى زنده ، زبان كردى است كه به تقريب 7 ميليون نفر در ايران و تركيه و عراق و سوريه و ديگر نقاط به اين زبان تكلم مىكنند و يكى از زبان‌هاى اصيل ايرانى است . در خراسان در ناحيه‌هاى نيشابور و بجنورد و شيروان و قوچان قريب سيصد هزار نفر كرد زندگى مىكنند ، كه شاه عباس جبرا آنها را به آنجا كوچانيده است . علاوه‌براين لهجه‌هاى لرى و بختيارى كه در لرستان و خاك بختيارى رايج است جمعا داراى يك ميليون متكلم مىباشند ؛ علاوه‌بر اين بلوچى در بلوچستان ايران رايج و در حدود نيم ميليون نفر در ايران و قريب هفتصد هزار نفر در پاكستان به اين زبان سخن مىگويند . غير از آنچه گفتيم ، زبان‌هاى تاتى و طالشى و زبان ساكنان كرانه غربى درياى خزر و گيلكى ( سكنه جلگه گيلان ) شايان توجه و قابل ذكر است . » « 1 » هنگامى كه اعراب به ايران آمدند ، در خراسان از زبان پارتى اثرى نبود و گرچه در همه كارهاى دولتى و دينى و مانند آن خط پهلوى ( كه نوعى خط آرامى بود ) به كار مىرفت ، ولى زبان مردم شمال شرقى ايران ( يا جنوب ماوراء النهر ) به تقريب ، با در نظر

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 14 تا 18 ( نقل و تلخيص )